وقتی کوچکتر بودم همیشه سوالاتی برایم پیش می آمد درمورد دین خدا و اسلام و خمینی و انقلاب و…و زمانی که سوالاتم رو می پرسیدم پدرم هراسان می گفت هیس مگر از جانت سیر شدی می خواهی تو را هم اعدام کنن..
واین واژه اعدام همیشه در ذهن من ماندگار شد و همیشه با ترسی که پرسشگری را در من می کشت وجود داشت.همیشه از کلمه اعدام هراس داشتم همیشه فکر می کردم اعدام بد ترین واژه دنیاست.اما الان که کمی بزرگتر شدم می دانم که اعدام بدترین نیست . بد تر از اعدام زندگی با ذلت هست. خوشا انانکه در راه ازادی و برای زندگی با عزت اعدام شدن. ای کاش این قانون کثیف برداشته می شد تا کودکان ما دیگر کلمه سیاه و ترسناک اعدام را نشنوند. کودکی که پرسشگری در وجودش هست. کودکی که باید لطافت و انسانیت را درک کند به جای ان ترسی نهیب از واژه ای سرد را همیشه در وجودش حس کند. با امید روزی که در هیچ کجای دنیا شاهد اعدام انسانی نباشیم